شب

داشتم به "شب" مي انديشيدم که چه پر معنا بر زندگي ما سايه افکنده است. بر اين فکر بودم که شب از 2 حرف است: "ش" و "ب" ....
بعضي ها "شب" را مخفف " شروع بدبختي!" مي دانند. بعضي ها شب را مخفف "شميم بهشت" مي دانند و بعضي ديگر "شادي بزرگ". بعضي ها شبهايشان تنها " شبه بيرنگ " است و براي بعضي هاي ديگر " شرارت بازيگوش!" ... اما شما شب را چه مي پنداريد؟...
شايد براي من، شب، تنها " شاهد باوفا" معنا خواهد داشت. شاهدي که نظاره گر بيداري ها و نوشتن ها و تفکر ها بوده است.
شايد وفاي او در اين است که هيچ گاه آرامش خود را از من دريغ نکرد....

پروانه آبی ; ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱٠/۱٥