فرهنگ جبهه

در زمان جنگ، جبهه، حال و هوا و فرهنگ خاص خودش را داشت اما با گذشتن چندين سال از خاتمه جنگ، كمابيش اين فرهنگ رو به فراموشي مي‌رود. مطالبي كه در زير مي‌خوانيد برگرفته از كتاب «فرهنگ جبهه» در خصوص شوخيهاي كلامي، متلكها و... است كه به صورت زير دسته‌بندي شده است:



اشاره و كنايه:

چرچيل طرح كاد من بود

نرو جك، تو به زاپاس قول دادي

بلند شو كمي استراحت كن، دوباره بخواب



تواضع و فروتني:

اگه من شهيد بشم بابام منو مي‌كشه

يك دفعه گفتي هيچي، دو دفعه گفتي هيچي، اگه يك دفعه ديگه بگي ديگه هيچي

مثل يك سيب‌اند كه از وسط نصف كرده باشي منتها، اين طرف كرموشه

اردك رو از مرغابي مي‌ترسوني؟

اگه تا چند لحظه ديگه حاضر نشيد... پس كي مي‌خواهيد حاضر بشيد؟

هر چي من هيچي نمي‌گم... شما هم هيچي نمي‌گيد

حاجي تكليف ما چيه؟ برو از كوكب خانم تا حسنك كجايي بنويس



مزاح و مطايبه:

شما به حاجي نگاه كنيد كه شش ساله مادرش رو نديده! )خوب حاجي مادر نداره(

من شهيد نشده‌ام، منو كجا داريد مي‌بريد؟ بگير بخواب، بگير بخواب، تو هنوز بدنت گرمه حاليت نيست

تورو خدا چطوري؟

برادرا كمر همت رو ببندند، اين عمليات با بقيه فرق مي‌كنه! آقا ما كمر همت رو ببنديم، حاج همت خودشون چيكار كنن؟

بيست ماهه تو خطي؟ خوب زنده موندي...! مگه مال باباته؟



خوردن و آشاميدن:

سير نشدي، خسته هم نشدي؟

چايي مي‌خوري، چارتا فحش هم به ما بده!

برو وضو بگير بيا منم بخور!

مورچه چيه كه فانوسقه ببنده؟

مفت باشه، خمپاره جفت جفت باشه!

برادرا قمقمه‌هاشونو آب نكنن...! به خدا من شربت كردم!



عبادت:

برادرا اگه شب، نصف شب، صداي آه و ناله شنيدن ما هستيم!

بلند شدي براي نماز شب منم بيدار كن برم دستشويي!

تسبيحتو بده يه دور بزنيم...! بنزين نداره!

اهل هيچ فرقه‌اي نيست، نه سيگار، نه سينما، نه نماز، هيچي!

برادر مگه ما از زن بابا هستيم كه اسم ما رو توي نماز شبت نبردي؟



تجاهل:

كي صبح زود بيدار مي‌شه...؟ من... تو رو خدا سروصدا نكن بگذار بخوابيم!

تو كه بچه نيستي شهيد بشي!

شما دهاتيها آبروي ما روستاييها رو هم برده‌ايد!

اول قرار نبود بسوزند عاشقان... بعدا قرار شد!

اندك اندك جمع گردد وانگهي... برو بيرون چادر داد بزن!

كربلا رفتن خون مي‌خواهد اما سازمان انتقال خون نمي‌دهد!



دعا:

خدايا سلام كردن رو به اين بغل دستي ما ياد بده!

الهي من بدم... اين بدتر از من!

خدايا اين آدم بشو نيست، منو آدم كن!

خدايا ما را براي اسلام حفظ بفرما!

الهم ارزقنا تركشا ريزا، آمبولانس تيزا و بيمارستان تميزا



جنگ و دشمن:

خدا امواتتونو زياد كنه چيكار داريد مي‌كنيد؟

وام طلاق سراغ نداري، حاجي كار مادر بچه‌ها رو يكسره كنه؟



گفتگو:

وقتي دوتا بلدوزر كار مي‌كنند يك ليفتراك نمياد وسط!

وقتي دو تا مهندس حرف مي‌زنند يك عمله نمياد بگه بيلم كو!

وقتي دوتا فانتوم بلند مي‌شوند يك هليكوپتر نمياد بگه چلق چلق!



بديهه گويي:

حقيقت مثل منور روشن است!

بزرگي به عقل است و درازي به قد!



اهل جنگ نبودن:

مي‌رويم موقعيت ننه، موقعيت زنه!

ما مي‌رويم به تهران، امام تنها نماند!



پرخوري و خوش خوراكي:

همه چيز گفته‌اند بخور، جز تير و تركش!

من از سرخ كردنيها فشنگ و از پختنيها آجر و از حاضريها سرشور را دوست ندارم!

بي زحمت يك پارچ آب بريز تو ليوان بده به من!



ادعاهاي غير مطابق واقع و گزافه‌گويي:

چه كار كنيم ديگه... نماز شب آب مي‌كشد! (زياد آب خوردن)

رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند! (اين عبارت را در حين لگد كردن دست و پاي ديگران مي‌گويند)

ما از شما خوبي كه نديديم... بديهايتان را هم مي‌گذاريم به حساب آقايي خودمان!

عشق مي‌كني با ما رفيقي!



اهل جبهه نبودن:

برادر چند بار تاحالا جبهه بودي؟ با اين بار نوبت اولم است!



بد بودن و بدي كردن:

برادرا اگر بدي ديده‌ايد حقتان بوده، اگر خوبي ديده‌ايد اشتباه شده!



القاي شبهه با ايجاد سكته در كلام:

ببين ببين... حال پريشانم!

بيا بيا... بيا! اي مهربان مادر!

الهي قلم پايت بشكند... جناغ سينه صدام را!

حيف كه زورم بهت نمي‌رسد والا... از دستت كتك مي‌خوردم!

مي‌دانيد كه اگر من عصباني بشوم... دست از پا خطا نمي‌كنم!

الهي دست هم شما بشكند... گردن صدام را!

بفرما... ن خميني ارتش برادر ماست!

الهي حرامتان باشد... آتش جهنم!



كنايه:

فداي سرت مال پيرزنه است (چرا احتياط نمي‌كني تا نشكنه؟)

طفلي چه زجري مي‌كشد (چقدر بي‌خيال است كه اين همه چاق شده)

تشويقش كن زيرشلواري مي‌شود (به شورت مامان دوز مي‌گويند)

سعادت خوب است اما براي پسر همسايه!



استفاده از ايهام:

تحويل نمي‌گيري؟ انباردارمان نيست!

تحويل نمي‌گيري؟ تحويل بگيريم رسيد نمي‌دهيم!

برادرا غيبت نكنند... تهمت بزنند!

پروانه آبی ; ٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٩/٧