سفر به خير

 به كجا چنين شتابان ؟
 گون از نسيم پرسيد
دل من گرفته زينجا
هوس سفر نداري
ز غبار اين بيابان ؟
 همه آرزويم اما
 چه كنم كه بسته پايم
 به كجا چنين شتابان ؟
 به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم
سفرت به خير !‌ اما تو دوستي خدا را
چو ازين كوير وحشت به سلامتي گذشتي
به شكوفه ها به باران
 برسان سلام ما را

پروانه آبی ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/٧